السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1091
تعليقات نقض ( فارسى )
مروان بن الحكم فقال : يا امّ المؤمنين لو أقمت كان أجدر أن يراقبوا هذا الرجل فقالت : أتريد ان يصنع بي كما صنع بامّ حبيبة ثمّ لا أجد من يمنعنى ؟ ! لا و اللّه و لا اعيّر و لا أدري الى ما يسلم أمر هؤلاء ، و بلغ طلحة و الزبير ما لقي علي و امّ حبيبة فلزموا بيوتهم ، و بقي عثمان يسقيه آل حزم فى الغفلات عليهم الرقباء » . طبرى : در تاريخ خود بعد از ذكر مطالبى كه تحت عنوان « ذكر الخبر عن قتل عثمان ، و كيف قتل » كه ما مقدار مورد حاجت از آن را كه براى روشن ساختن كلام مصنّف ( ره ) كافى است نقل كرديم و طالب باقى به آنجا مراجعه كند مطالبى تحت عنوان : « ذكر الخبر عن الموضع الّذي دفن فيه عثمان - رضي اللّه عنه - و من صلّى عليه و ولي امره بعد ما قتل الى أن فرغ من أمره و دفنه » نقل كرده كه مقام مقتضى نقل آنها نيست هر كه طالب باشد به آنجا رجوع كند و در اينجا فقط بذكر كلامى كه اعثم كوفى در تاريخ خود كه موسوم است به « فتوح الاعثم الكوفىّ » گفته اكتفا مىكنيم . در ترجمهء تاريخ اعثم كوفى مذكور است ( ص 146 - 137 ) : « بالجمله سه روز عثمان را نگذاشتند به خاك بسپارند همچنان افتاده و تباه شده بود و سگان يك پايش را ربوده بودند ، عبد اللّه بن سواد كه از بزرگان مصريان بود همى گفت : هرگز نگذاريم او را در گورستان مسلمانان به خاك سپارند چه او مسلمان نبود زيرا كه بحقيقت شنيده شد كه : در ايّام خلافت او روزى از مسجد بسراى خويش مىشد و بنى اميه در گرد او بودند ابو سفيان درآمد فقال : يا بني أميّة تلقّفوها تلقّف كرة فو الّذي يحلف به أبو سفيان ما من عذاب و لا حساب ، و لا جنّة و لا نار ، و لا بعث و لا قيامة ، گفت : اى بنى اميّه بگيريد اين پادشاهى را و دست بدست ميگردانيد و سوگند ياد كرد كه : نه عذابى است و نه حسابى ، و نه بهشتى و نه دوزخى ، و نه حشرى و نه قيامتى . و عثمان بجاى آنكه حدّ مرتدّ بر او براند و او را بقتل برساند ، از بيت المال مسلمين دويست هزار دينار در وجه او بذل كرد ، القصّه حكيم بن حزام و جبير بن مطعم بنزد على ( ع ) آمدند كه تدبيرى كند كه رفع مانع شده عثمان را به خاك سپارند علىّ مرتضى ( ع ) حسن ( ع ) را بنزد مصريان فرستاد كه دست باز دارند تا عثمان را به خاك